المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )
168
التنبيه والإشراف ( فارسي )
كه زباء دختر عامر بن ظرب او را بكشت ، جذيمه صاحب دو نديم كه ضرب المثل شدهاند و متمم بن نويره يربوعى ضمن رثاى برادرش مالك بن نويره دربارهء آنها گويد : « ما مدتى دراز چون دو نديم حقبه بوديم تا آنجا كه گفتند هرگز جدا نشوند اما وقتى پراكنده شديم گوئى من و مالك از فرط جدائى هرگز با هم نبودهايم . . . » و اخبار كسانى از قبيلهء كنده كه بر قوم معد و غيره پادشاهى يافتند و اولشان معاوية بن ثور بن مرتع از قبيلهء كنده بود و آخرشان حجر بن حارث بن عمرو پدر امرؤ القيس بن حجر بود ، همو كه بنى اسد بن خزيمه او را كشتند ، با اخبار فرزندان نزار بن معد بن عدنان بن اد بن ادد بن هميسع بن تيمن بن نبت بن اسماعيل بن ابراهيم و ربيعه و مضر كه قطعاً از اعقاب اسماعيلند و اياد و انمار كه نسب شناسان خلاف دارند كه آيا از يمن يا از نزارند و استشهاد آنها كه اياد را بنزار پيوستهاند ، بگفتهء ابو داود جويرية بن حجاج ايادى كه گويد : « جوانان نكوروئى كه از نسل اياد بن نزار بن معدند . » و بگفتهء كميت بن زيد اسدى كه گويد : « بهنگام نسبت ، اياد از معد است و گر چه كسانى ناخشنود شوند » و بگفتهء نسب شناسان يمانى كه اياد پسر احاظة بن سعد از حمير بود و استشهاد آنها كه انمار را بنزار پيوستهاند هم بگفته كميت : « انمار اگر چه كسانى خشنود نباشند عم و خال معدى دارند » و گفتهء يمانيان كه انمار پسر اراش بن غوث يعنى ازد بن نبت بن مالك بن زيد كهلان بود و هفت پسر آورد كه پنج پسر بجيله نام يافتند و يكى خثعم و يكى به ازد منسوب بود . با علت پراكندن اين قبايل و ديگر قبايل معد حجار و گفتار نسب شناسان قحطانى دربارهء قبايلى كه از آنها جدا شده به معد پيوسته و بدان انتساب يافتهاند و گفتار نسب شناسان معدى دربارهء قبايل آنها كه جدا شدهء قحطان شدهاند . با علت اينكه قحطانيان بپادشاهى شاهان گردن نهادند و معديان گردن ننهادند تا اسلام بيامد ، و اينكه چرا قحطانيان خودشان را با قبايل نابود شدهء قديم عرب اصيل ، و عربان معدى را